تبليغاتX
منتظرشهادت
به نام خدا
منتظرشهادت
زندگی نامه .خاطرات .وصیت نامه شهداو...
صفحه نخست | آرشیو | مطالب| فید| طراح قالب
فعاليت هاي شهيدميثمي قبل از دستگيري (جواني)
فعاليت هاي شهيدميثمي قبل از دستگيري (جواني)

  در سنين جواني با همکاري جوانان و نوجوانان مخلص ديگر از قبيل شهيد حجةالاسلام رداني پور و شهيد حجازي و اخوي شهيدش شيخ رحمت الله، انجمني ديني و خيريه و هيئت حضرت رقيه را تأسيس کردند و عملاً ارشاد همسالان خويش را بر عهده گرفت در جلسات که در کنار مسجد حکيم اصفهان در مسجد کوچکي به نام مسجد جوجه تشکيل مي شد قرآن و مسائل سياسي روز را به افراد و بچه هاي محل تعليم مي داد. و جوانان را با خيانت هاي رژيم شاهنشاهي نسبت به اسلام و مسلمين آشنا مي ساخت. در محل با همه اقشار و طبقات، ارتباط و تماس داشت و با آنها در حد خودشان صحبت مي کرد. مثلاً هر موقع وارد مسجد مي شدي مي ديدي او نشسته با افراد حرف مي زند اما حرف هايشان براي هر کس درخور فهم او بود و درخور بينش و آگاهي او بوده از امام جماعت مسجد گرفته تا مردم بازاري که آنجا بودند چه مردها و جوانان و بچه ها با همه اين ها ارتباط و تماس داشت و همه را به خودش جذب مي کرد. يکي از خصوصياتش اين بود که مطالب مهم و عمده رادر جملات ساده بيان مي داشت و همين امر باعث شده بود که از همه طبقات و پيرمرد و جوان و بچه ها به او جذب شوند خيلي کارهاي خير عمومي مي کرد اما سعي مي کرد کارها به دست ديگران انجام گيرد، در برنامة مسجد، همه راهنمايي ها و ارشادها و برنامه ريزي هايش از ايشان بود منتهي دست اندرکارش کس ديگري مي شد و وقتي که آن مجلس برپا مي شد. در حقيقت او به هدف خودش رسيده و رشد و آگاهي مردم نسبت به تعاليم و اهداف اسلام بالا رفته بود. گذشته از فعاليت هاي عمومي و آشکار از قبيل برپايي جلسات روضه و قرائت قرآن و بردن نوجوانان به نماز جمعه «گورتان» و تعليم و آموزش آنها يک سري جلسات مخفي با شهيد رداني پور و شهيد حجازي و ديگران داشت که در اين جلسات تلاش مي شد که اهداف و اعلاميه ها و کتاب هاي حضرت امام مطالعه شود و کيفيت گسترش و آموزش آنها به ديگران بررسي گردد و شهيد ميثمي مسئول و مربي اين جلسه بود. خيلي طبيعي و عادي و ساده مخفي کاري مي کرد. مثلاً مقبره اي کنار مسجد حکيم به نام مقبره مرحوم کرباسي است ايشان از علماي بزرگ اصفهان بوده و آنجا دفن مي باشند. شهيد ميثمي کليد اين مقبره را گرفته بود به عنوان اينکه متولي باشد و نظافت آنجا را بکند و آب و جاروتي بکند. و تحت عنوان متولي مقبره پوشش بسيار خوبي درست کرده بود و استفاده هاي زيادي مي شد و خانه خرابه اي بود پشت مقبره که آن هم متعلق به مقبره بود که ايشان خيلي چيزهاي زيادي را در آنجا مخفي کرده بود و گاهي اوقات جلسات توي خانه خراب پشت مقبره تشکيل مي شد چون که اغلب اوقات درب مقبره بسته بود و فقط عصرهاي جمعه شهيد ميثمي مي آمد درب مقبره باز مي کرد و آب و جارويي مي زد و عده اي هم چون جمعه بود مي آمدند زيارت و هيچ کسي هم تصور نمي کرد که از اين مقبره به عنوان مرکزي براي اعلاميه و چيزهاي ديگر استفاده مي شود و همه محل مي دانستند که متولي مقبره آشيخ عبدالله است ولي هيچ کس فکر نمي کرد که از اين مکان استفاده سياسي مي شود. بسياري از شاگردان آن جلسات به برکت روح مصفاي شهيد از خدمتگزاران واقعي جمهوري اسلامي شدند و بسياري از آنها شهيد گرديدند. يکي از شاگردان آن کلاس مي گويد شهيد ميثمي صحبت ها و مطالبي که مي فرمود همه اش حکمت آميز بود و نکته بارزي که از همان اول در ايشان بود و تا همين اواخر که شهيد شدند اين بود که سخن نمي گفت الا اين که در سخنش يک حکمت و موعظه و نکته آموزنده اي وجود داشت.
من هر موقع سر کلاس هاي ايشان مي رفتم و ايشان صحبت مي کرد احساس مي کردم که در کنار عالم هشتاد ساله، هفتاد ساله اي هستم که دنيا ديده است و با تجربه است و با علم است با وجودي که سن زيادي نداشت اما از لحاظ تجربه و مشاهدات، شخصي سالخورده بود.
شهیدوشهادت
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 12:19 روز سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
| لینک ثابت

عرض تسلیت به خانواده شهید سیدمحمدطاهر طاهرزاده
عرض تسلیت به خانواده شهید سیدمحمدطاهر طاهرزاده

بسم الله الحمن الرحیم

 باسلام رحلت جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سیدحمید طاهرزاده پدربزرگوارشهید سرافرازشهرستان بهبهان سیدمحمدطاهر طاهرزاده رابه امام زمان (عج)روحانیت معظم شهرستان بهبهان وخانواده آن مرحوم تسلیت عرض نموده وازخداوندسبحان علودرجات برای حضرت ایشان آرزو مینمایم

سیدغلامعباس طاهرزاده

نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 12:51 روز جمعه پنجم اسفند 1390
| لینک ثابت

وصیت نامه دختری 9 ساله برای رزمندگان اسلام درجنگ تحمیلی

چقدر تکان دهنده است نامه دختری 9 ساله برای رزمندگان جنگ



شهیدوشهادت
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 12:34 روز جمعه پنجم اسفند 1390
| لینک ثابت

شهید سیدعبدالحسین موسوی نژاد

شهید سیدعبدالحسین موسوی نژادازشهرک زین الدین شهرمقدس قم

خدا رو شکر می کنم که حرارت شهدا در وجودم هست و از خدا خواسته ام که شهدا به من عنایت کنند و نگذارند از عهد و پیمانی که با همرزمان شهیدم بسته ام ذره ای منحرف شوم.
شهیدوشهادت
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 10:52 روز شنبه نوزدهم آذر 1390
| لینک ثابت

به یاد سردار بلندآوازه لشگر 17 علی‌بن ابیطالب (ع) شهید مهدی زین‌الدین
به یاد سردار بلندآوازه لشگر 17 علی‌بن ابیطالب (ع) شهید «مهدی زین‌الدین"
می‌گفت "برای من رحمت یعنی شهادت"

خبرگزاری فارس: این روزها سالگرد شهادت سردار «مهدی زین‌الدین» فرمانده لشگر 17 علی‌بن‌ابی طالب(ع)، یکی از اسطوره‌های خمینی کبیر (ره) است. روزی که به محور سردشت - بانه می‌رفت به آنها که از رفتن، منعش می‌کردند گفت "اگر ماندنی بودیم می‌مانیم"؛ برای او رحمت خداوندی به معنی شهادت بود...

مي‌گفت
مي‌گفت "برای من رحمت یعنی شهادت"
-------------------------------

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، بیست و هفتم آبان ماه سالگرد شهادت سردار دلاور سپاه اسلام، شهید «مهدی زین‌الدین» است. دلاور مرد قمی که فرماندهی لشگر 17 علی بن ابی طالب(ع) را به عهده داشت. آنچه در ادامه می‌آید، گزیده‌ خاطراتی ...


ادامه مطلب
شهیدوشهادت
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 10:21 روز یکشنبه بیست و نهم آبان 1390
| لینک ثابت

شهادت عبارت تمام وكمال اعتماد واعتقادبخداست.

از شب تا شهادت

نكته هايي از رزمندگان اسلام

وقتي شهيد همت شنيد که يک بسيجي چهاده ساله، هر شب در قبري كه براي خود کنده است، ضجه الهي العو سر مي دهد، گفت خدايا ما به چه کساني فرماندهي مي کنيم ما در چه فکري هستيم و اين ها در چه فکري!

سرويس فرهنگ و هنر دي نيوز

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :هيچ كس نيست كه پس از مرگ نزد خداوند از خير بهره‏مند باشد و در عين حال خوش داشته باشد كه به دنيا برگردد ، گرچه همه دنيا به او داده شود ، مگر شهيد كه چون فضيلت شهادت را مى‏داند ، آرزو مى‏كند بر گردد تا در دنيا كشته شود .1

اهل شب ، دوستان و مقربان خداوند هستند. آنان از بستر خواب براي رضاي خدا بر مي خيزند و محبت حق خواب را از چشمانشان ربوده است. آنان به بي اعتباري دنيا پي برده و وقت را اندک يافته اند. شب هاي آنان سراسر معنويت است و تهجد شب را راه وصول به خواسته هاي خود مي دانند. و البته که خواسته آنان جز خدا نبود . به قول سعدي:
خلاف طريقت بود کاوليا تنما کنند از خدا جز خدا
با رسيدن شب شوري در دل مردان خدا مي افتد. آن شور چنان قلوب آنان را مي لرزاند که آه از نهادشان بر مي خيزد. و اين زبان حال آنان بود:
شب آمد شب رفيق درد مندان شب آمد شب حريف مستمندان
شب آمد شب که نالد عاشق زار گهي از دست دل گاهي ز دلدار
شب تاريک جبهه با ذکر و نماز رزمندگان اسلام روشن بود و آن روشنايي را اينک نيز پس از گذشت سال ها در جبهه مي بينيم. هنوز معنويتي که انان به جبهه بخشيده بودند تعداد کثيري را از جا هاي مختلف کشور براي کسب فيض به جبهه ها مي کشاند.
زائران شهدا مي آيند تا از معرفتي که در مناطق جنگي نهفته است كسب فيض كنند. معرفتي كه زائران در اين مناطق کسب مي کنند به حدي است با خواندن صد ها کتاب اخلاقي و عرفاني حاصل نمي شود. جبهه محل تجلي عرفان نابي است كه ريشه در قرآن و سنت دارد. و شهيدان آن در مقام واصلين هستند. تهجد و عبادت شب رزمندگان اسلام آنان را مستجاب الدعوه کرده بود شاهد آن هم شهادتشان در راه خدا بود.
در خاطرت آن روز ها نوشته اند که يک روز پسر بچه 13 -14 ساله اي را که مجروح شده بود آوردند. جراحات او خيلي زياد بود و ديگر اميدي به زنده ماندن وي نبود. او در آن حال دعاي کميل را با صداي بلند و زيبا مي خواند و صداي يا رب الرحم ضعف بدني او قطع نمي شد. هنوز اقدامات اوليه براي جلو گيري از خون ريزي او ادامه داشت که جان به جان آفرين تسليم کرد و به لقاء الله شتافت.2

اين معرفت يک نوجوان 13-14 ساله است. الحق که جبهه دانشگاه آدم سازي بود و هست. االان اگر به کسي خبر دهيد که آخر عمرش است چه مي کند؟ حتي اگر صد سال داشته باشد و از متدينين باشد. آيا دست و پايش به لرزه نمي افتد. آيا تعلقاتش در فكر و ذهنش نقش نمي بندد. آيا فکر حساب و کتاب او را به گريه نمي اندازد. مردان جبهه در اين دانشگاه چه آموخته اند که از مرگ با کي ندارند و در مواجهه با آن به شوق مي آيند. و مي گويند:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آي تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
اين تهجد شب ها بود كه شهامت اين چنين ادعايي را به آنان مي داد. وقتي شهيد همت شنيد که يک بسيجي چهاده ساله، هر شب در قبري كه براي خود کنده است، ضجه الهي العو سر مي دهد، گفت خدايا ما به چه کساني فرماندهي مي کنيم ما در چه فکري هستيم و اين ها در چه فکري!
خدايا مبادا ما را به دست اين مخلصان درگاهت به جهنم بفرستي
بعد بغز زده ادامه داد خدايا کارهاي من در مقابل عظمت روح اين بندگانت گناهي بيش نيست. خدايا همت را يک لحظه به حال خود وامگذار.
سپس به سجده افتاد و به شدت گريه کرد در حالي که فرياد العو سر داده بود.3

1) منتخب ميزان الحكمة : 306

2)نور سبز صفحه94

3)صنوبرهاي سرخ87

 

احادیث وروایات
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 11:40 روز شنبه بیست و هشتم آبان 1390
| لینک ثابت

خداوندا تو را سپاس که راه همنشینی با شهدا را به من نشان دادی
خداوندا تو را سپاس که راه همنشینی با شهدا را به من نشان دادی

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام، سلام بر خون، سلام بر مهدی و با سلام بر نایب مهدی (ع) امام خمینی وصیت نامه ام را با قلبی سرشار از عشق و محبت به الهی که نصیبم شده است آغاز می کنم .
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب.
بار پروردگارا ما را به باطل میل مده، پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، به ما از الطاف خویش رحمت عطا فرما همانا تویی بخشنده بی عوض و منت.

نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 11:35 روز شنبه بیست و هشتم آبان 1390
| لینک ثابت

شهیدداریوش احمدی بهبهانی زیباترین شهادت

زیباترین شهادت

زیباترین شهادت

شهیدداریوش احمدی بهبهانی با اذان صبح مشغول وضو گرفتن شد تا نماز را به جای آورد. در همان هنگام خمپاره ای در کنار او بر زمین خورد و وضوی خود را با خون خویش کامل کرد.

"دي نيوز"_بخش فرهنگ و هنر - وحید زاهد-

امام على عليه‏السلام : هـمانا جهاد يكى از درهـاى بهشت است كـه خداوند آن را براى اولياى خاص خود گشوده ‏است . جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست .1

شهادت زیباست اما در مصلی و هنگام عبادت زیبا تر است. جبهه از این گونه شهادت ها بسیار به خود دیده است. این خاطره از آن ایام است که رزمنده ای باز گو می کند: پایین تپه دره ای قرار داشت که جای نسبتا امنی بود چون شکاف هایی در آن قرار داشت که نیرو ها به عنوان سنگر استراحت از آن ها استفاده می کردند. قرار شد که دعا را در همان جا بر گزار کنیم. نگهبان ها در سنگر ها ماندند و بقیه بچه ها به میان دره رفتند.

دعا که شروع شد. صدای خوش دعا در میان سنگر ها می پیچید. بچه ها با سوز و گداز عجیبی دعا را زمزمه می کردند و اشک می ریختند. موقع نگهبانی من رسیده بود ...


ادامه مطلب
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 11:16 روز شنبه بیست و هشتم آبان 1390
| لینک ثابت

پیكر نوجوان 13ساله حمله تروریستی عتبات عالیات در لنگرود تشییع شد
پیكر نوجوان 13ساله حمله تروریستی عتبات عالیات در لنگرود تشییع شد 

پیكر نوجوان 13ساله حمله تروریستی عتبات عالیات در لنگرود تشییع شد

 پیكر نوجوان 13ساله، یكی از سه شهید گیلانی حادثه تروریستی اخیر سامرا عصر روز یكشنبه در زادگاهش بر روی دستان مردم لنگرود تشییع شد.

  به گزارش ایرنا، در تشییع پیكر پاك و مطهر زائر كربلایی شهید سید محمد علی فلاح عباسی دانش آموز13 ساله لنگرودی كه در حادثه اخیر انفجار تروریستی عراق در مسیر سامرا به كاظمین به همراه 2تن از زائرین كاروان گیلان به شهادت رسیده بود با حضور مردم شهیدپرور و مسوولان این شهر از سپاه ناحیه لنگرود به گلزار شهدای این شهرستان تشییع و به خاك سپرده شد.
این شهید 13 ساله دانش آموز سوم راهنمایی كه از صدای خوشی نیز برخوردار بود در سطح مدرسه و هیات مذهبی مداحی می كرد و در طول سفر زیارتی كربلا نیز در جمع زائرین مداحی می نمود.
گفتنی است در تشییع پیكر پاك این شهید جمع زیادی از دانش آموزان ، امام جمعه، فرماندار، مسوولان نظامی و انتظامی، روسای ادارات و مردم شهرستان لنگرود حضور داشتند.
شهرستان لنگرود در شرق استان گیلان 585 شهید دارد.

نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 9:57 روز شنبه بیست و هشتم آبان 1390
| لینک ثابت

زندگی نامه ووصیت نامه شهیدسید محمدطاهر طاهرزاده

شهیدسید محمدطاهر طاهرزاده موسویان

سید محمدطاهر طاهرزاده موسویان 

زندگی نامه شهید:

مهرماه سال ۱۳۴۰ شمسی بود و سایه لطف حق بر خانه ای از سادات حسینی در شهر بهبهان سایه افکنده بود. درآن روز لطیف و آفتابی فرزندی در وجود آمد که او را سید محمدطاهر نام نهادند. از کودکی با معارف الهی انس گرفت و درهنگامه انقلاب اسلامی سرباز فداکار نهضت خمینی کبیر بود. در تظاهرات و راهپیمایی ها با عشقی وافر و شوری حسینی شرکت    می کرد و این شور و حال با تحصیل علم وتهذیب نفس هر روز تعالی می یافت. سید محمدطاهر پس از اخذ دیپلم در کنکور تربیت معلم پذیرفته شد و درتاریخ ۲۶/۰۸/۱۳۵۸ در تربیت معلم شهید پاک نژاد یزد ثبت نام کرد و با موفقیت واحدهای درسی را پشت سرگذاشت.

او درحالی در آستانه فارغ التحصیلی قرار داشت که بخشی از سرزمین مقدس ایران تحت اشغال متجاوزان بعثی بود و این سلاله گرانقدر پیامبر(ص) که از نسل عاشورائیان بود درنگ را روا نداشته و برای دفع تجاوز در جبهه های جنگ حضور یافت و پس از چندماه مبارزه و تلاش سرانجام در تاریخ ۲۳/۰۵/۱۳۶۰ در جبهه شوش بر اثر اصابت ترکش خمپاره به خیل شهیدان راه خدا پیوست.

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

” الموت فی حیاتکم مقهورین والحیات فی موتکم قاهرین”

زنده بودن و زیر دست بودن مرگ است و مرگ در راه حیات زنده بودن است.

” اگر کشته شویم یا بکشیم در هر دو حال پیروزیم”                                                                                 امام خمینی

 

 این حقیر که یک فرد مسلمان و معتقد به جمهوری اسلامی هستم با عشق به شهادت عازم جبهه های جنگ بر علیه کفار  می شوم. چون همانطور که خداوند میفرماید: ما امانتی  در روی زمین از طرف او هستیم و هروقت لازم باشد باید این امانت به صاحبش مسترد گردد. و الآن در این برهه از زمان که کفار و جهانخواران شرق و غرب به مقابله با اسلام و نظام اسلامی شتافتند ما نیز باید به این وظیفه اسلامی عمل کنیم و به مقابله با کفار برویم و امانتی که نزد ما است نیز ادا نمائیم و …. پیام من به ملت ایران این است که راه امام کبیرمان خمینی آن اسطوره مقاومت و فضیلت را ادامه دهند و منتظر فرمان امام در هر کار و امری باشند و همیشه در صحنه حاضر باشند تا با یاری الله و رهبری اماممان انقلاب را به سر منزل مقصود برسانیم و پیام دیگر به خانواده ام این است که هیچگونه نگرانی نداشته باشند و افتخار کنند که فرزندشان را در راه خدا هدیه دادند؛ مبادا ضجه و ناله یا عجزی از خود نشان دهید که دشمن شاد گردد. چون من و تمامی برادران مبارز دیگر راهمان را با آگاهی انتخاب کردیم و در این راه گام نهادیم.

والسلام

۲۲/۰۵/۱۳۶۰

سید محمدطاهر طاهرزاده

شهیدوشهادت
نویسنده : سیدغلامعباس طاهرزاده | ساعت 9:38 روز شنبه بیست و هشتم آبان 1390
| لینک ثابت